فضیلت و خواص شگفت انگیز سوره یس

در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر كس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است كه ده بار قرآن را ختم نماید. 2

ایشان همچنین فرمودند: هر كس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند 12 ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره 10 فرشته  نزد او به صف شده و برای او استغفار كرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می كنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند. 3

آثار و بركات سوره

1-  آثار دهگانه قرائت سوره یس:

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به امیرالمؤمنین فرمودند: ای علی! «یس» را بخوان كه در آن ده اثر است: هر كه آن را قرائت كند:

-  اگر گرسنه باشد سیرگردد؛

- اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛

- اگر عریان باشد، پوشانیده گردد؛

-  اگر عزب باشد، ازدواج كند؛

-  اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛

- اگر مریض باشد، عافیت یابد؛

- اگر زندانی باشد، نجات یابد؛

- اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛

-  نزد میت خوانده نمی شود مگر اینكه خدا بر او آسان گیرد؛

- اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا كند.5

2- پیدا شدن گمشده

شخصی به امیرالمؤمنین علی علیه السلام عرض كرد: بفرمایید وقتی چیزی یا كسی گم می شود چه باید بكنم؟

حضرت فرمودند: دو ركعت نماز بخوان و در هر دو ركعت بعد از حمد «یس» بخوان و بعد از آن بگو: یا هادی الضالّهِ رُدَّ عَلَی ضالَّتی» ای هدایت كننده گمشدگان، گمشده ام را به من برگردان.

شخص می گوید: من این كار را كردم و بعد از مدتی خداوند گمشده ام را به من برگرداند.

3- جهت امنیت یافتن از چشم زخم و شر جن

در كتاب المصباح آمده: هر كس سوره «یس» را با خود همراه داشته باشد از چشم زخم و از شر جنیان در امان بوده و خواب های خوش می بیند.6

4- داشتن قلبی نیرومند و ذهن قوی

اگر می خواهید قلبی نیرومند و ذهنی قدرتمند داشته باشید به سخن امام صادق علیه السلام عمل كنید كه فرمود: هر كس در نهم شعبان سوره «یس» را با گلاب و زعفران نوشته و بنوشد در حفظ و امان خواهد بود و قلبش نیرومند و ذهنش قوی می گردد7

5- برای دیدن پیامبر اكرم صلی الله علیه و اله وسلم در خواب

در حاشیه زادالمعاد علامه مجلسی آمده جهت دیدن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در خواب، سه شب و هر شب سی مرتبه «آیه 42 یس» را بخواند.8

6-  رفع فقر

جهت رفع فقر هر بامداد «آیه 68 یس» را قرائت كند.9

7- دوای دردها

از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر كس سوره یس را نوشته و پس از شستن از آب آن بنوشد در درونش هزار گونه دوا و نیز هزار گونه نور و یقین و بركت و رحمت را وارد كرده است و هر گونه دردی را از او دور می كند. 10

در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر كس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است كه ده بار قرآن را ختم نماید

ختم مجرب

وقتی میخواهند برای من و تو جوک بگویند ,,,,,,

وقتی میخواهند برای من و تو جوک بگویند ،

می گویند یک روز ” غضنفر ” !

در صورتی غضنفر یعنی ” شیر ، مرد با صلابت و قوی ” …

و از قضا یکی از القاب حضرت علی علیه السلام است.

وقتی یک چیز از مــُــد افتاده به آن می گویند ” جــواد ” !

و جواد به معنای ” بخشنده و سخاوتمند ” است …

و از قضا از القاب امام محمد تقی علیه السلام است.

از اسم ” بتول ” برای مسخره کردن استفاده میکنند !

در صورتی که بتول یعنی پارسا و پاکدامن …

که به صورت خیلی اتفاقی

از القاب حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت مریم سلام الله علیها هم هست.

در فیلم ها نام های تقی و نقی را به هزل می آورند !

و تقی یعنی با تقوا و پرهیزگار و نقی به معنای پاک و پاکیزه است …

و اتفاقا از القاب امام جواد علیه السلام و امام هادی علیه السلام …

وقتی میخواهند بانوان نیروی انتظامی را مسخره کنند میگویند ” فاطی کماندو ” !

چه جالب !!

و یا به جای نام مبارک حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام میگویند ابرفرض !

اتفاقا وقتی میخواهند بگویند فلانی خودش رابه آن راه زده میگویند :

خودش را زده به کوچه علی چپ !

خدالعنت کند دشمنان اهل بیت را با این جمله اهانت بار که میگویند :

این حرف ها برای فاطی تنبان نمی شود !

حال این ما شیعیان و این ارادت ما به اهل بیت علیه السلام !

در مبارزه با این فرهنگ غلط سهیم باشیم …

نگذاریم در طنزها و جوک هایشان از اسامی مقدس ائمه هدی علیه السلام استفاده کنند.

لطفا جهت شادی قلب امام زمان علیه السلام منتشر کنید !!!

5 تا بازی آخر 6 تیم مدعی لیگ برتر

شما شانس کدام تیم را بیشتر از بقیه میدانید                     لطفا نظرتان را برایمان بفرستید

چرا چادر سر میکنی ؟!

یکی از کاربران شبکه های اجتماعی خاطره ای از برخورد یک خانم غیرچادری و رفتار وی با خودش داشته است که به اهمیت نقش و جایگاه حجاب و چادر برای بانوان پرداخته است.


داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز، همین که چادر مشکی ام را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟
بر گشتم به سمت صدا، دختری را دیدم که در گوشه ی نمازخانه نشسته بود.
پرسیدم: با منی؟
گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟
تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی ، چرا مثل عزادارها سیاه می پوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدهید به امثال من.
خندیدم و گفتم: چقدر دلت ﭘُر بود دوست من! هنوز اگر حرف دیگری مانده بگو.
خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده ندارد.
گفتم: شاید حق با تو باشد عزیزم. پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت: بله.
گفتم من چادر را دوست دارم. چادر ؛ مهربانیست .
با سرزنش نگاهم کرد که یعنی تو هم مثل بقیه ای…
گفتم؛ چادر سر می کنم، به هزار و یک دلیل. یکی از دلایل چادر سر کردنم حفظ زندگی توست .
با تعجب به چهره ام نگاه کرد.
پرسیدم با همسرت کجا آشنا شدی؟ گفت: فلان جا همدیگر را دیدیم، ایشان پیشنهاد ازدواج داد، من هم قبول کردم.

گفتم خوب ؛ خدا قبل از دستور دادن به من که خودم را بپوشانم به مرد ها می گوید ؛ غض بصر داشته باشید یعنی مراقب نگاهتان باشید . تکلیف من یک چیز است و تکلیف مردان یک چیز دیگر . این تکالیف مکمل هم اند ، یعنی اگر مردی غض بصر نداشت و زل زد به من ،  پوشش من باید مانع و حافظ او باشد ، و من اگر حجاب درست و حسابی نداشتم ، غض بصر مرد و کنترل نگاهش باید مانع و حافظ من باشد .

همسر تو، تو را "دید”، کشش ایجاد شد، و انتخابت کرد. کجا نوشته شده است که همسرت نمی تواند از تماشای زنانی غیر از تو لذت ببرد، وقتی مبنای انتخاب برای او نگاه است؟!
گفت: خوب… ما به هم تعهد دادیم.
گفتم: غریزه، منطق نمی شناسند، تعهد نمی شناسد. چه زندگی ها که با یک نگاه آلوده به باد فنا رفت.

من چادر سر می کنم ، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد ، و نگاهش را کنترل نکرد ، زندگی تو ، به هم نریزد . همسرت نسبت به تو دلسرد نشود . محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود . من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره است از گرما هلاک می شوم ، زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم ، بخاطر حفظ خانه و خانواده ی تو . من هم مثل تو زن هستم . تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم . من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم ، زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم . من روی تمام  این علاقه ها خط قرمز کشیدم ، تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم .
سکوت کرده بود.
گفتم؛ راستی… هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و صد جور جراحی ِ زیبایی، چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند.
حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟
بعد از یک سکوت طولانی گفت؛ هیچ وقت به قضیه این طور نگاه نکرده بودم … راست می گویی

فقير و مفلس چه کسانی هستند ؟

 پيامبر خدا(ص ): اى مردم ! به نظرشما فقير كيست ؟ 


عرض كردند: مردى كه ثروتى ندارد فرمود: نـه , فـقير حقيقى كسى است كه از مال خود چيزى به حساب خداپيش نفرستد, اگر چه پس از او مال بسيارى بماند.

ـ امـام صادق (ع ) به حسين بن عثمان فرمود: آيا مى دانى درويش متكبر كيست ؟ 

حسين بن عثمان مـى گـويـد: عـرض كرديم :كسى كه مال اندك دارد؟ 
فرمود: نه , درويش متكبر, كسى است كه با چيزى از مال خود به درگاه خداى عزوجل تقرب نمى جويد.


ـ پيامبر خدا(ص ): آيا مى دانيد مفلس كيست ؟ 


گفتند: از نظر ما, مفلس كسى است كه نه درهمى دارد و نـه كالايى حضرت فرمود: مفلس امت من , كسى است كه روزقيامت نماز و روزه و زكات با خود مى آورد,اما گاهى دشنام و تهمتى به اين زده است ومال آن را خورده و خون فلان را ريخته وبـهـمان را زده است در نتيجه , از حسناتش به اين و آن داده مى شود و اگر حسناتش تمام شود و هـنـوز خـطـاهايش تمام نشده باشد, ازگناهان آنها برداشته و به او داده مى شود وسپس در آتش افكنده مى شود و گفته مى شود: مفلس حقيقى , همين شخص است .

اشعاری در مورد امام زمان

 

تنها امید خلق جهان یابن فاطمه
ای منتهای آرزوی اولیاء بیا

بالا گرفته ایم برایت دو دست را
ای مرد مستجاب قنوت و دعا بیا

فهمیده ایم با همه دنیا غریبه ای
دیگر به جان مادرت ای آشنا بیا

از هیچکس به جز تو نداریم انتظار
بر دستهای توست فقط چشم ما بیا

هفته به هفته می گذرد با خیال تو
پس لا اقل به حرمت خون خدا بیا

بیش از هزار سال تو خون گریه کرده ای
ای خون جگر ز قامت زینب بیا

 

علم بهتر است یا ثروت؟

جمعیت زیادی دور حضرت علی حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید: یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟

حضرت در پاسخ فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شدّاد. مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.

در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان  طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید: یا اباالحسن! سؤالی دارم، می توانم بپرسم؟

امام (ع) در پاسخ آن مرد فرمود: بپرس!

مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟

امام (ع) فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.

نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان   جا که ایستاده بود نشست.

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

هنوز سخن امام (ع) به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید: یا علی! علم بهتر است یاثروت؟

حضرت  علی (ع) در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می شود.

نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.

حضرت  علی (ع) در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پول دار و ثروتمند را بخیل می دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می کنند.

با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه  کردند. یکی از  میان جمعیت گفت: حتماً این هم می خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام (ع) نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.

مرد ساکت شد. همهمه  ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت  علی (ع) و گاهی به تازه  واردها دوخته می شد.

در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت  علی (ع) وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید: یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

امام (ع) دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

مرد آرام از جا برخاست و کنار دوستانش نشست؛ آنگاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم دربِ آن! هرچه از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکه مردم نشده ایم، به دیگران بگوییم، نیایند!

مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این چند تای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آن  وقت در میان مردم رسوا می شود و ما به مقصود خود می رسیم!

مردی که آن طرف تر نشسته بود، گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آن  وقت این ما هستیم  که رسوای مردم شده ایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفته های پیامبر را به مردم ثابت کنیم.

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید، که امام در پاسخش  فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی گفت. همه از پاسخ  های امام شگفت زده  شده بودند که… نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام (ع) در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان  را سنگدل می کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می شود.

نگاه های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در  آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به رو به رو چشم دوخت.

مردم که فکر نمی کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید: یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

نگاه های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی (ع) مردم به خود آمدند: علم  بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع اند.

فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی  صدا از میان جمعیت برخاستند.

هنگامی که آنان مسجد را ترک می کردند، صدای امام (ع) را شنیدند که می فرمود: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می دادم.

خطبه 83 نهج البلاغه معروف به خطبه "غرا" درمورد عبرت مرگ ومراحل پس از مرگ



هر روز به سختى درد مى‏ كشد، و هر شب رنج و بيمارى به سراغش مى‏ رود، در ميان برادرى غم خوار، و پدرى مهربان و ناله كننده‏اى بى طاقت و بر سينه كوبنده ‏اى گريان افتاده است. امّا او در حالت بيهوشى و سكرات مرگ، و غم و اندوه بسيار، و ناله دردناك، و درد جان كندن، با انتظارى رنج آور، دست به گريبان است. پس از مرگ او را مأيوس وار در كفن پيچانده، در حالى كه تسليم و آرام است، بر مى‏ دارند، و بر تابوت مى‏گذارند. خسته و لاغر به سفر آخرت مى ‏رود، كه فرزندان و برادران او را به دوش كشيده تا سر منزل غربت، آنجا كه ديگر او را نمى ‏بينند، و آنجا كه جايگاه وحشت است، پيش مى‏ برند. امّا هنگامى كه تشييع كنندگان بروند و مصيبت زندگان باز گردند، در گودال قبر نشانده، براى پرستش حيرت آور، و امتحان لغزش‏زا، زمزمه غم آلود دارد.


او را در سرزمين مردگان مى ‏گذارند، و در تنگناى قبر تنها خواهد ماند. حشرات درون زمين، پوستش را مى ‏شكافند، و خشت و خاك گور بدن او را مى ‏پوساند، تند بادهاى سخت آثار او را نابود مى ‏كند، و گذشت شب و روز، نشانه‏ هاى او را از ميان بر مى ‏دارد، بدن‏ها پس از آن همه طراوت متلاشى مى‏ گردند،


و استخوان‏ها بعد از آن همه سختى و مقاومت، پوسيده مى ‏شوند. و ارواح در گرو سنگينى بار گناهانند، و در آنجاست كه به اسرار پنهان يقين مى ‏كنند، امّا نه بر اعمال درستشان چيزى اضافه مى‏ شود و نه از اعمال زشت مى ‏توانند توبه كنند. آيا شما فرزندان و پدران و خويشاوندان همان مردم نيستيد كه بر جاى پاى آنها قدم گذاشته‏ايد و از راهى كه رفتند مى‏ رويد و روش آنها را دنبال مى‏ كنيد امّا افسوس كه دلها سخت شده، پند نمى‏ پذيرد، و از رشد و كمال باز مانده، و راهى كه نبايد برود مى‏ رود، گويا آنها هدف پندها و اندرزها نيستند و نجات و رستگارى را در به دست آوردن دنيا مى‏ دانند. بدانيد كه بايد از صراط عبور كنيد، گذرگاهى كه عبور كردن از آن خطرناك است، با لغزش‏هاى پرت كننده، و پرتگاه‏هاى وحشت‏زا، و ترس‏هاى پياپى. 

 و بزرگ‏ترين بلاى آنجا، فرود آمدن در آتش سوزان دوزخ و بر افروختگى شعله‏ ها و نعره‏ هاى آتش است، كه نه يك لحظه آرام گيرد تا استراحت كند، و نه آرامشى وجود دارد كه از درد او بكاهد، و نه قدرتى كه مانع كيفر او شود، نه مرگى كه او را از اين همه ناراحتى برهاند، و نه خوابى كه اندوهش را بر طرف سازد، در ميان انواع مرگ‏ها و ساعت‏ها مجازات گوناگون گرفتار است. به خدا پناه مى ‏بريم. 

مردان قبل از ازدواج  بخش آخر نامه 31 نهج‌البلاغه را مطالعه كنند!!!


 زنان را روى پوشيده‏ دار تا چشمشان به مردان نيفتد ، زيرا حجاب ، زنان را بيش از هر چيز از گزند نگه دارد . خارج شدنشان از خانه بدتر نيست از اينكه كسى را كه به او اطمينان ندارى به خانه در آورى . اگر توانى كارى كنى كه جز تو را نشناسد چنان كن
 و كارى را كه برون از توان اوست ، به او مسپار ، زيرا زن چون گل ظريف است ، نه پهلوان خشن .
 گرامى داشتنش را از حد مگذران و او را به طمع مينداز ، چندان كه ديگرى را شفاعت كند .

 زنهار از رشك بردن و غيرت نمودن نابجا ، زيرا سبب مى ‏شود كه زن درستكار به نادرستى افتد و زنى را كه به عفت آراسته است به ترديد كشاند .
 براى هر يك از خادمانت وظيفه‏اى معين كن كه به انجام آن پردازد و هر يك ، كار تو را به عهده آن ديگر نيندازد .
خویشاوندانت  را گرامى دار ، كه ايشان بالهاى تو هستند كه به آن مى ‏پرى و اصل و ريشه تواند كه بدان بازمى ‏گردى و دست تو هستند كه به آن حمله مى ‏آورى . دين و دنيايت را به خدا مى ‏سپارم و از او بهترين سرنوشت را براى تو مى ‏طلبم ، هم اكنون و هم در آينده ، هم در دنيا و هم در آخرت . و السلام

چند حدیث در مورد حجاب زن و مرد

پیامبر فرمود: غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم می پسندند

امام رضا (ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد .

حضرت محمد (ص) : کسی که چشمانش را از نگاه حرام به زنی پر کند ، خداوند در روز قیامت چشمانش را با میخهای آتشین و آتش پر مینماید و تا زمانی که خداوند بین مردم حکم می نماید ، به دین حالت خواهد بود.آنگاه دستور می رسد که او را به جهنم ببرید. ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 615 

پیامبر اکرم فرمود : از کمی لباس برای نگهداری زنان کمک بگیرید زیرا وقتی زن لباس فراوان و زینت کامل دارد مایل به بیرون رفتن است .

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»

وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»


درد دل با امام زمان

 

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود

 

قلبم به چشم همزدنی سنگ می شود

 

آقا ببخش که سرم گرم زندگی است

 

کمتر دلم برای شما تنگ می شود

 

چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟

 

دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟

 

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری

 

که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا؟


  كيفيت نماز شب


نماز شب يازده‌ ركعت است: چهار تا دو ركعت (مثل نماز صبح) به نيت نماز شب و يك نماز دو ركعت به نيت نماز شَفْعْ و يك نماز يك ركعتي به نيت نماز وَتْر

  نيت: دو ركعت نماز شب مي‌خوانم قُربة اِلي الله
 - در ركعت اول: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + ركوع + سجده
 - در ركعت دوم: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + قنوت + ركوع + سجده + تشهد + سلام.
(نماز شبي كه در قست بالا آمده است را چهار بار تكرار كنيد كه جمعاً هشت ركعت نماز شب مي‌شود).

  نيت: دو ركعت نماز شَفْعْ مي‌خوانم قُربة اِلي الله
 - در ركعت اول: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو‌ الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الناس + ركوع + سجده.
 - در ركعت دوم: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول‌ هو الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الفلق + قنوت + ركوع + سجده + تشهد + سلام.

  نيت: يك ركعت نماز وَتْر مي‌خوانم قُربة اِلي الله

 - در ركعت اول: يك بار سوره حمد + سه بار سوره قول هو الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الفلق + يك بار سوره قول اعوذ به رب الناس

 - در قنوت: خواندن كامل قنوت + در حاليكه دستهايتان در حالت قنوت است، (با انگشتان دست راست يا با تسبيح) چهل بار بگوييد ( اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمومِنينَ وَ اَلْمومِناتْ وَ اَلْمُسلِمينَ وَ اَلْمُسلِماتْ ) «خدايا ببخش جميع مؤمنين مرد و مؤمنين زن را».
 و بعد از آن هفتاد بار بگوييد ( اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبي وَ اَتُوبُ اِلَيه) «آمرزش مي‌طلبم از خدايي كه پروردگارم است و بسويش باز مي‌گردم». 
سپس هفت بار بگوييد (هذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ مِنَ اَلْنار) «اين است مقام كسي كه از آتش قيامت به تو پناه مي‌برد».

 سپس سيصد مرتبه بگوييد ( اَلْعَفو ) «ببخش». + و سپس يك بار بگوييد ( رَبّ اغْفِرْلى وَ ارْحَمْنى وَ تُبْ عَلىََّ اِنَّكَ اَنْتَ التّوابُ اَلْغَفُورُ الرّحيم ) «پروردگارا ببخش مرا و رحم كن به من و توبه مرا بپذير به راستي كه تو، توبه پذيرنده، بخشنده و مهرباني». + ركوع + سجد + تشهد + سلام + (پايان نماز) + تسبيحات فاطمة زهرا (س)

(تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها): (34 مرتبه، الله اكبر،  33 مرتبه، الحمد لله و 33 مرتبه، سبحان الله)
در حديثي آمده: خواندن تسبيحات فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از هزار ركعت نماز مستحب، نزد خداوند بهتر است).
 
 

ولادت باسعادت حضرت امام محمد باقر (ع) برتمامی شیعیان مبارک

              مدینه شد زنور حق منّور                                                   که آمد باقر علم پیمبر
              امام پنجمین آمد خوش آمد                                                ولی مومنین آمد خوش آمد
شکوفا شد گل گلزار حیدر                                                  مبارک باد بر آل پیمبر
امام پنجمین آمد خوش آمد                                                ولی مومنین آمد خوش آمد
   ملائک محو آن جانانه گشتند                                              به شمع روی او پروانه گشتند
  به گرد مهد آن فرزانه گشتند                                               شده نازل به عالم فیض داور
مبارک باد بر آل پیمبر                                                        مبارک باد بر آل پیمبر
امام پنجمین آمد خوش آمد                                                ولی مومنین آمد خوش آمد
مدینه بهتر از خلد برین شد                                                صفا بخش دل اهل یقین شد
به عالم جلوه گر ماه ولایت                                                 ز دامان امیر المومنین شد
زند لبخند بر رخسار مادر                                                   مبارک باد بر آل پیمبر
امام پنجمین آمد خوش آمد                                                ولی مومنین آمد خوش آمد
چراغ راه علم و دانش آمد                                                   ز بهر اهل ایمان بینش آمد
به دست پاک این دردانه مولود                                            به باغ علم دانش رویش آمد
شود فیضش به عالم سایه گستر                                            مبارک باد بر آل  پیمبر   
                                                امام پنجمین آمد خوش آمد                                       
                                                ولی مومنین آمد خوش آمد                                      

سایبان مومن در قیامت چیست؟

صدقه و بخشش سبب فضیلت و ارزش بیشتر اعمال انسان می‌شود، چرا که انسان را در زندگی به یاد ضعفا و فقرا و بینوایان می‌اندازد.
 یکی از آموزه‌های دستوری قرآن، صدقه است. در بسیاری از روایات، بخشش، سخاوتمندی و صدقه دادن با دو اثر جذب منفعت و دفع بلا مورد تاکید قرار گرفته است. از این رو صدقه دادن در هر روز به ویژه برای دفع بلا و رفع گرفتاری‌ها به عنوان مستحب معرفی شده و از مومنان خواسته شده تا با صدقه دادن خود را بیمه کنند.

پیامبر خدا(ص) در حدیثی درباره ارزش این عمل فرمودند: "سرزمین قیامت تماما آتش است، مگر سایه مؤمن؛ زیرا که صدقه او بر سرش سایه می‏‌افکند". 

امام صادق(ع) نیز در حدیثی این چنین می‌فرمایند: "بخشنده، بخشنده نباشد مگر آن گاه که سه خصلت داشته باشد: در توانگری و تنگدستی مال خویش را ببخشد، آن را به کسی که مستحقّ است ببخشد و تشکّری که در برابر خوبی خود به کسی دریافت می‏‌کند بیشتر و ارزشمندتر از آن چیزی بداند که به او داده‏ است". 

 همچنین امام علی (ع) اسوه و الگوی سخاوتمندان در این باره فرمودند: "صدقه، سپری است در برابر آتش (جهنّم)

چه کسانی شامل لعنت خدا می شوند

{برگرفته ازسخنان مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی}

مشمولین لعنت ملائکه

شش نفر هستند که خدا آنها را لعنت می کند و ملائکه هم آمین می گویند. اگر خدا لعنت کند و ملائکه هم آمین بگویند، یعنی دعا مستجاب است. حال این افراد چه کسانی هستند:

اول: کسانی که ازدواجشان را به تاخیر می اندازند

اول کسی که زمان ازدواجش رسیده، تمکن مالی هم دارد، اما با خودش می گویدمن اگر زن بگیرم، بچه دار می شوم، بنابراین، زن نمی‌گیرم! چرا ازدواج نمی کنید و زن نمی گیرید، در حالی که در حدیث داریم: «شرار موتاکم العزاب»؛ بدترین مردگان شما عزب‌ها هستند.

چرا ازدواج نمی کنید، خداوند همانطور که به تو روزی می دهد، به اولاد و فرزندانت هم روزی می دهد. هر آن کس که دندان دهد نان دهد.

حالا بعضی ها هستند که نمی خواهند بچه دار شوند به این خاطر که می گویند اگر بچه دار شویم، نمی توانیم اداره اش کنیم، این شخص که زن نمی گیرد، در حالی که تمکن مالی هم دارد، از ترس اینکه مبادا بچه دار شود، خداوند او را لعنت می کند و ملائکه هم آمین می گویند.

دوم وسوم: مردی که خود را شبیه زنان می کند و برعکس

مردی که خودش را به صورت زن‌ها در می آورد، انگشتر طلا و گیس و لباسی که انسان مرتب شک کند که این مرد است یا زن؟ مردی که خودش را به شکل زن ها در می آورد، مورد لعنت خداست و ملائکه هم آمین می گویند.

شخصی که اینک در قید حیات نیست و من او را می شناختم، می گفت: بچه ام به من می گفت: مامان! چون این شخص قیافه زن ها را داشت، بچه اش شک کرده بود که این بابا است یا مامان! و می گفت: حالا هم که هنوز بزرگ شده هنوز به من می گوید: مامان!

                       برای خواندن مابقی مقاله به ادامه مطلب مراجعه نمایید...

ادامه نوشته

چی شد چادری شدم: دو سفر یک تصمیم

من توی یک خانواده مذهبی بزرگ شدم مادرم چادری بودن و دوست داشتن من هم چادر بپوشم یا حداقل حجابم بدون چادر مناسب باشه اما من چادرو دوست نداشتم. راستشو بخوایین عذاب وجدان داشتم چون حداقل خودم میدونستم که کار درست چیه اما جو دوستان، دانشگاه ،علاقه خودم به دیده شدن مانع از انتخاب درست میشد.

موهامو به سمت بالا می دادم تا مثلا کمتر بیرون بزارمش و عذاب وجدانم کمتر بشه اما ارایشمو تو خیابونم داشتم و...

با این حال و با وجود تمام اشتباهاتم نمازم رو هرگز ترک نکردم.

حدود 3 سال پیش بود که به پیشنهاد یکی از دوستان دوران دبیرستانم برای سفر مشهد همراهشون شدم. تو این سفر با دخترای دیگه ای هم اشنا شدم؛ اونها یک گروه دوستانه بودند که بیشترشون خادمین اعتکاف مسجد جامع بودند.

من که تا اون روز چادر رو مساوی با کناره گیری از جامعه میدونستم و چادری ها رو ادمای خموده ای میدونستم دیدم که اونا چقد شاد وسرزنده اند و در کنار چادر و عفاف چقدر ویژگیهای خوب اخلاقی دیگری هم دارند. این تفکر من شاید به خاطر این بود هیچ وقت به سمت چنین جمع هایی نرفته بودم تا لذت با اونا بودنو درک کنم شایدم برای رهایی از اون عذاب وجدانی که با با من بود، بهانه تراشی میکردم.

قبل این سفر اخرین باری که به پابوس امام رضا علیه السلام رفته بودم مربوط به زمان بچگیم میشد. همچنین همسفر شدن با دوستای خوبی که تازه باهاشون اشنا شده بودم به این سفر رنگ و بوی دیگه ای داد البته اینو وقتی که از سفر برگشتم در دلتنگیایی که واسه آقا امام رضا علیه السلام داشتم بیشتر حس میکردم. توی همون سفر تصمیمو گرفتم " من چادری میشم"

از سفر برگشتم و بدون اینکه به خوانواده ام از تصمیمم چیزی بگم چادر پوشیدم. اولاش اونها فکر میکردن این یه حس مقطعیه اما وقتی جدیتمو دیدن کللللللللییییییی خوشحال شدن .رو به رو شدن این تصمیم برای فامیل خیلی سخت نبود اونا راحت این تصمیمو قبول کردن شاید چون مادرم و جو خونواده ما با این تصمیم در تضاد نبود اما دوستان و محیط دانشگاه خیلی استقبال نکردن... حالا من خودمو موظف میدونستم آبروی چادری ها رو هم حفظ کنم و صرفا یک تکه پارچه بر سرم نباشه، در روابطم جانب احتیاطو حفظ کنم و حرکاتمم کنترل کنم البته این تصمیم های جدید کم کم در من شکل گرفت.

نگاهها و حرفای دیگران زیاد برام مهم نبود شاید این احساس آرامش فعلی انقدر برام لذت بخش بود که حرفو حدیثا توش گم می شدن... برای اینکه این مطلب رو بیشتر باز کنم بهتره از چند ماه قبل سفر مشهد بگم؛ زندگیم به بن بست رسیده بود اغراق نکرده باشم احساس از خود بیگانگی، انزجار ،بی هویتی و پوچی سراپای وجودمو پر کرده بود  و من مثل بیمار سرطانی برای درمان  خودم به مُسکن های موقت پناه می بردم اما ته دلم به  اشتباهتم اعتراف میکردم. بعد اون سفر کم کم احساس میکردم راه جدیدی جلوی پام باز شده برای همین حرفو حدیثها زیاد اذیتم نمیکرد از انصاف نگذریم البته همه حرفا ازار دهنده نبودن تشویق و تحسین هاییم بود.

چند ماه پس از این سفر با همون گروه به سفر معنوی راهیان نور رفتیم من قبلا هم یک بار حدود چند سال پیش به جنوب رفته بودم اما نه با این جو بود نه با چنین طرز تفکری(برای همین به مسافرا و کسانی که دوست دارند به جنوب و مناطق غرب برن تاکید میکنم با گروه خوبی برن چون برای درک عظمت اونجا خیلی کمک میکنه)

سفری که هیچ وقت فراموش نمیکنم میدونم اسراری که خاک های جنوب در خودشون  پنهان کردند و رازهایی که در سینه دارند رو جز اولیا خدا کسی درک نمیکنه  و من با درک و ظرفیت محدود خودم فقط اونو حس کردم انگار وقتش بود با مفاهیم دیگه ای هم اشنا بشم، انگار وقتش بود درک کنم جمهوری اسلامی موندن با چه بهایی ممکن شده و امروز ما وارث خون چه کسانی هستیم، اون روزها حال خوشی داشتم یادش بخیر شهدا مثل یک مادر که بچشو بزرگ میکنه شروع کردن به یاد دادن منه نونهال .

اونا بودن که یادم دادند حجابم کاملتر بشه، مطالعاتم هدفمند و در جهت درست باشه، دوستانم گزینشی تر بشه، در هر محیطی قرار نگیرم، قدرت بازگو کردن افکارمو داشته باشم و.... می دونم دعای امام رضا علیه السلام راه ها رو یکی یکی سر راهم قرار میداد چون امام رضا علیه السلام استارت زندگی جدیدمو به فضل الهی زده بود و شهدا دستای ناتوانم رو گرفتند، خدا نعمتاشو بیشتر کرد و همسری نصیبم کرد که به کمکش نقصای فراوانمو کاهش بدم و امروز من همسر یک طلبه ام با راهی طولانی و مسئولیتی بسیار.......
 

مطمئنم خدا درهای رحمتشو به روی همه باز میکنه به شرطی که به راهش ایمان بیاوریم و صبر داشته باشیم و این صبر خیلی مهمه و وعده ی قطعی خداست که: إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا 


ثواب صد مرتبه گفتن ذكر تكبير و تسبيح و تحميد و تهليل‏

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: صد مرتبه تكبير گفتن (اللَّه اكبر) بهتر از صد بنده آزاد كردن، و صد مرتبه تسبيح گفتن (سبحان اللَّه) بهتر از قربانى كردن صد شتر در حج، ...

ثواب صد مرتبه گفتن ذكر تكبير و تسبيح و تحميد و تهليل‏

ثواب صد مرتبه گفتن ذكر تكبير و تسبيح و تحميد و تهليل‏

سرویس مذهبی سیدالشهدا (ع) - مالك بن انس از امام صادق عليه السّلام، و آن حضرت از پدران بزرگوارش از على عليه السّلام روايت كرده است: جمعى از نيازمندان به خدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شرفياب شدند و عرض كردند: توانگران با ثروتى كه دارند بندگان را (خريده) آزاد مى ‏كنند ولى دست ما از مال دنيا خالى است؛ ثروتمندان قادرند كه به حج روند ولى در ما اين توانایى نيست؛ و آنان از مال خود (در راه خدا) صدقه مى‏ دهند ولى براى ما مقدور نيست؛ و آنها اسباب رفتن به جهاد را مهيّا دارند و ما از تهيّه آن ناتوانيم. 


رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: صد مرتبه تكبير گفتن (اللَّه اكبر) بهتر از صد بنده آزاد كردن، و صد مرتبه تسبيح گفتن (سبحان اللَّه) بهتر از قربانى كردن صد شتر در حج،  و صد مرتبه تحميد و خدا را ستودن (الحمد للَّه گفتن) بهتر از هديه صد اسب با تجهيزات كامل در راه خدا است، و كسى كه صد مرتبه تهليل (لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ) گويد، در آن روز عمل او از اعمال تمام مردم برتر است، مگر كسى كه بيشتر از او (اين ذكر شريف را) گفته باشد. 


امام عليه السّلام در ادامه اين خبر مى‏ فرمايند: چون اين خبر به گوش ثروتمندان و مال اندوزان رسيد، آنان نيز (طبق دستور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به گفتن اين اذكار پرداختند! بار ديگر مستمندان به محضر رسول گرامى اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شرفياب شدند و عرض كردند: اى رسول خدا! آنچه را كه (به ما) تعليم فرمودى به گوش توانگران رسيد و آنان نيز مشغول اين اذكار شدند! 


حضرت در پاسخ آنان فرمود: اين همان فضل و بخشش الهى است كه به هر كس كه خواهد عطا فرمايد، و خداوند صاحب فضل و رحمت بي شمارى است.

در چه صورتی اجازه داریم گناه کنیم؟!

در پی استقبال بی‌نظیر از کتاب مستطاب «مفاتیح الحیات» نوشتۀ عالم بزرگوار آیت الله جوادی آملی برآن شدیم تا هرهفته بخشی از مطالب آن را پیشکش کاربران عزیز کنیم.

 مردی به خدمت امام حسین (ع) رسید و گفت: من شخصی گناهکار هستم که نمی‌توانم خود را از معصیت نگه دارم، مرا پند و اندرزی بده، حضرت حسین (ع) فرمود: پنج کار را انجام مده بعد هر گناهی مایلی بکن:


۱. از رزق و روزی خدا نخور هر گناهی مایلی بکن.

۲. از ولایت خدا خارج شو هر گناهی می‌خواهی بکن.

۳. جایی را پیدا کن که خدا ترا نبیند هرچه می‌خواهی بکن.

۴. وقتی ملک الموت برای گرفتن جانت (قبض روحت) آمد جلوگیری از او بکن.

۵. وقتی مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد داخل نشو هرگناهی مایلی انجام ده.


بحارالانوار جلد ۱۷ (جلد ۲ صفحه ۱۱۵)

آثار و برکات نماز اول وقت

در احادیث و روایات معصومین علیهم السلام برآورده شدن خواسته‌ها، برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی، ورود به بهشت و دوری از جهنم، در امان بودن از بلاهای آسمانی، خشنودی خداوند، استجابت دعا و بالا رفتن اعمال، دوری شیطان و تلقین شهادتین از جمله آثار و فواید و برکات خواندن نماز اول وقت شمرده شده است.

به عنوان مثال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

بنده‌ای نیست که به وقت‌های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این که من سه چیز را برای او ضمانت می‌کنم: برطرف شدن گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش.[۱]

همچنین در حدیث داریم به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می‌شود و درهای بهشت باز می‌گردد و دعا مستجاب می‌شود؛ پس خوشا به حال کسی که در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود.[۲]

در حدیثی دیگر از حضرت صادق علیه السلام آمده است که فرمودند: 

«… بهترین ساعت‌های شب و روز، وقت‌های نماز است.» سپس فرمودند: «چون ظهر می‌شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می‌وزند و خداوند به خلق خود نگاه می‌کند. هر آینه من بسیار دوست دارم که در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود.» آنگاه فرمودند: برشما باد به دعا کردن بعد از نمازها، چرا که آن مستجاب می‌شود.[۳]

امام صادق علیه السلام همچنین فرمودند:

شیعیان ما را در سه چیز بیازمایید: در اوقات نمازشان، که چگونه بر آنها مواظبت می‏‌کنند؛ در اسرارشان، که چگونه آنها را از دشمنان ما حفظ می‏‌کنند و در اموالشان، که چگونه با آن به برادران خود کمک می‏‌کنند.[۴]

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز می‌فرمایند: «در دینداری مرد همین بس، که بر گزاردن نمازها بسیار مواظبت کند.»[۵]

علت اصلی "ریزش مو آقایان"!

بررسي‌ها نشان مي‌دهند، که علت اصلي "ريزش موي شديد" آقايان اين روزها به دليل استفاده از محصولات مربوط به "پوست و مو" است.

به گزارش سیدالشهداء(ع) کاردگرمحلهبه نقل از باشگاه خبرنگاران، اسپري و "حالت دهنده‌هاي مو"، پوست کف سر را نازک کرده و مدتها روي پوست سر باقي مي‌مانند.

بررسي‌ها نشان مي‌دهند، که علت اصلي ريزش موي شديد آقايان اين روزها به دليل استفاده از محصولات مربوط به پوست و مو است.

گفتني است، متخصصان پوست و مو بر اين باورند که استفاده يک بار در هفته  از اين محصولات باعث ايجاد "آسيب هاي مغزي" نيز مي‌شوند زيرا اين مواد به دليل اسيدهايي که دارند به کف سر نفوذ کرده و از این طريق وارد سيستم گردش خون مي‌شوند و مشکلات زيادي را به وجود مي‌آورند.

بررسي ها نشان مي‌دهند، اگر از کمي مو، روي سرتان رنج مي‌بريد مي‌توانيد با "ماساژ کف سرتان" با مواد گياهي مثل "آلوئه‌ورا" و بابونه با رويش مجدد موهايتان را برگردانيد.


پزشکان پوست مو نيز توصيه مي کنند، که افراد همواره بايد مصرف اين محصولات را به حداقل برسانند تا مضراتي براي موهاي سر و "سيستم عصبي" بدنشان به وجود نيايد.